سلاااام؛خوبین؟خوشین؟ چه خبرا؟چی؟من چی؟چرا مثل سابق پست نمیذارم؟خودمم نمییییدونم!!!

حسش نمیاد!راسی حالا گیریم من پست نذارم شما نباید دوتا کامنت بذارید بگید فاطمه جون دلمون برات تنگ شده از دوریت داریم دیوونه میشیم توروخدا یه پست بذار!!!(بروبچ:حالا چ طلبکارم هست!)

دیگه چه خبرا؟چیکارا میکنید؟خوش میگذره؟

وااااااااااای 26روز دیگه عیده!از الان بگما عیدی منو از همین حالا کنار بذارید بعد نگین نگفتی!

آممممم دیگه چی بگم!حرفم نمیاد!صبر کن صبر کن یه شعر یادم اومد!

ساقیا بده جامی زین شراب روحانی...تا دمی برآساییم زین حجاب ظلمانی

این حال نداد...یکی دیگه...

هوا بس ناجوانمردانه سرد است...آی..سرت گرم و دلت خوش باد سلامم را تو پاسخ گوی در بگشای...

اینم نشد...بریم سراغ بعدی...

فقط عشق میتونه با بودنش یه دنیای غمگینو شادش کنه...کم آورده بودم مدد خواستم...خدا درد عشقو زیادش کنه...خدا درد عشقو زیادش کنه...

اینم نمیخام...بعدی...(این دیگه خودخودشه!همونی که من میخواستم!)

اتل متل جوجمون هم نازه هم ملوسه...کی میدونه که ایشون یه مرغه یا خروسه...

 

پ.ن:میدونم پستم خیلی چرت بود ولی دیگه نمیدونستم چی بنویسم... -_-